عز الدين حسينى زنجانى

88

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

شركت افراد نيز « شيء » است . بنابراين به مفاد آيهء شريفه براى زيد در نزد خدا خزائن است و هم داراى مرتبهء نزول و خلق به اندازهء معلوم مىباشد . همين ، موجب تعيين و امتياز زيد از عمرو است . به اين معنا كه وجودش در هر حال و هر زمان و مكان و همه اعضا باشد نيست . بلكه محدود به حال و زمان و مكان است و همان‌طور مبصر خاص با شرايط مخصوص اگر محدود نبود احاطه به همهء اين حدها داشت و براى همين « شيء » ( زيد ) نزد خداوند متعال خزائنى است كه حد و اندازه ندارد . اما اين با وصف همان شيء است و بدين جهت است كه مىبينيم در معرفى خزائن فرمود : ما فوق قدر و اندازه است . زيرا « خزائن » جمع است و واضح است كه عدد و شماره داشتن نتيجهء داشتن اندازهء معلوم است . بدين سان با اين كه زيد يكى است اما در عالم خزائن كه فوق اين عالم و هر عالم است بالاتر از عدد و شماره مىباشد . « 1 » ارسطو در كتاب اثولوجيا ( فن الربوبيات ) چنين مىگويد : پديده‌هاى اين جهان آكنده از غنا و حيات مىباشد گويى زندگى در آنها مىجوشد « 2 » و حيات آنها از منبع واحدى سرچشمه مىگيرد نه اين كه آن موجودات داراى حركات و يا بلكه همهء آنها داراى كيفيت واحدى كه در آن تمام شيرينىها و نوشيدنىها و ساير اشيايى كه طعم دارند و تمام بوهاى مطبوع و رنگ‌هايى كه چشم مىبيند و تمام صداهايى كه گوش مىشنود و به‌طور كلى همهء موجوداتى كه انسان حس مىكند همه در يك كيفيت مبسوطى موجود هستند . زيرا چنين كيفيتى سرچشمهء حيات و عقل است و تمام كيفياتى را كه گفتيم در بر دارد و اندكى از آن كم نمىشود و به هم مخلوط و يا فاسد نمىشوند و هر كدام در جاى خود

--> ( 1 ) . غرض از نقل كلمات حكماى پيشين و متأخر اين است كه در نقل كلام حق نبايد هيچ‌گونه تعصبى داشت ؛ زيرا دين اسلام از هرگونه تعصبى پاك است و به پيروانش چنين تعليم داده كه اگر حقيقتى را از كسى ديدند بپذيرند . در توحيد مفضل امام صادق عليه السلام در نزد افرادى كه منكر قصد تدبير در اين عالم هستند به گفتار ارسطو استشهاد فرموده . زهى افتخار براى ارسطو كه سخنش مورد توجه سُلاله نبوت و شمس فلك ولايت و امامت واقع گرديد . خداى متعال سخن شيطان را كه حق بوده نقل فرمود : و لَقد صَدّق عليهم إبليس ظنَّه فاتّبعوه ؛ اين گمان ابليسى راست است پيروى كنيد . مولاى متقيان مىفرمايد : الحكمةُ ضالّة المؤمِن خذِ الحكمةَ و لومن أهل النفاق ؛ حكمت ، گم شدهء مؤمن است . در پى حكمت باشيد اگر چه آن نزد اهل نفاق باشد . آيا مىشود انسان گم شدهء نفيس را در خرابه و جايگاه كثيفى پيدا كند و آن را برندارد ؟ ( 2 ) . اين جمله ، عبارت ديگر ( انّ الدّارَ الآخرة لهى الحيوانُ . . . ) است مخصوصاً با ملاحظهء حيات به « حَيَوان » .